تبليغاتX
.::غـــــــــــم ســـــــــــرا::.

.::غـــــــــــم ســـــــــــرا::.

تاابد

دیگه رفتم ..............................

برای همیشه خداحافظ.....................................................................

دوستتون داشتم ودارم .....................................................................................

..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/29ساعت 12:29  توسط 1دوست  | 

همیشه بودم و هستم

چیزبگم ...........

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/28ساعت 19:54  توسط 1دوست  | 

افسوس

کاش وقتي زندگي فرصت دهد
گاهي از پروانه ها يادي کنيم

کاش بخشي از زمان خويش را
وقف قسمت کردن شادي کنيم

کاش وقتي آسمان باراني ست
از زلال چشم هايش ترشويم

وقت پاييز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پرپر شويم

کاش دلتنگ شقايق ها شويم
به نگاه سرخ شان عادت کنيم

کاش شب وقتي که تنها مي شويم
با خداي ياس ها خلوت کنيم

کاش گاهي در مسير زندگي
باري از دوش نگاهي کم کنيم

فاصله هاي ميان خويش را
با خطوط دوستي مبهم کنيم

کاش با حرفي که چندان سبز نيست
قلب هاي نقره اي را نشکنيم

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم هاي خفته را رنگي زنيم

کاش بين ساکنان شهر عشق

رد پاي خويش را پيدا کنيم

تنها

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/22ساعت 13:52  توسط 1دوست  | 

اگه الان داري نفس ميكشي شايد به خاطر حرفهاي كه من بهت زدم

پس نفس كشيدنتم مديونه من هستي امانترس به كسي نميگم

سلام صدات نمياد

چي فقط به من گوش كن مهم نيست ميدونم درد من وتو وخيلي ها ديگه اين روزها نفهميدنه

سرم درد ميكنه اينو ميتوني بفهمي چي صدات نمياد زدي زير گريه ديدي جنبشو نداشتي بازم نذاشتي حرفامو بزنم اما مهم نيست ديگه اشكات برام عادي شده دروغ گفتم اما اينباربه حرفام گوش كن

 ديگه شرابم نميتونه دردم را كمتر كنه دارم ميميرم آخرشه ميخوام همه چي را تموم كنم خسته ام

اما.........................

حرفهاي خودموداري به خودم ميزني حرفهاي را كه يه روز خودم بهت ياد دادم راستي

 اونجا هم داره بارون مياد

چند لحظه گوشي دستت برم ببينم آره اينجا هم بارون مياد الو الو شماره مشترك مورد نظر در شبكه موجود نميباشد لطفا بعدا شمارگيري كنيد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/09ساعت 16:57  توسط 1دوست  | 

خیلی مدیونی بهم

شراب اولين باري كه بهم دادي يادته گفتي بخور دردات كمتر ميشه خوردم دردم كمتر شد ولي نگفته بودي بهم شراب زيادي ضررداره نكفته بودي بهم بهش وابسته ميشم نگفتي معني دوست داشتن را فراموش ميكنم نكفته بودي هر چي احساس تو وجودمه از بين ميره اونشب كه زياد افراط كرده بودي يادته من ميان آن همه جمعيت به دادم رسيدم بردم بيمارستان آره خيلي بهم مديوني بيشتر از اون چيزي كه فكر كني چون من يادت دادم به اميد من زندگي كني بهت ياد دادم اين زندگي ارزش اين راداره كه بحواي به خاطرش بجنگي با اينكه درد داشتي اما هيچ وقت بهت شراب ندادم چون ميدونستم شراب زيادي ضرر داره اما با اين وجود هر روز خودم شراب ميخوردم تا تو نبيني دارم زجر ميكشم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 21:23  توسط 1دوست  | 

....... بازهم نقطه چين

منودیگه نمیخوای اینوهمه میدونن اینقدرنیاربهونه بس کن مگه من دیوونم
بچه که نیستم دیگه چشات به من دروغ نمیگن
هرچی که بودتموم شدمیدونم رفتی بایکی دیگه
 هرچی که بودتموم شدزندگیمم حروم شد
یادت میادمیگفتی دوست دارم دیوونه همه چیمی تودنیا
هرچی بگی همونه بگوچی شداون حرفا اون وعده ووعیدا
نگاتوازمن نگیر کوگرمی اون دستات
بگوپیشم میمونی نه نگوکه نمیتونی

باورم نمیشه داره همه چی تموم میشه
دیگه فرصتی نیست اون رفت واسه همیشه
دنیانمیخوام اینجوربمونم منتظربشینم ازاون بخونم
باورم نمیشه داره همه چی تموم میشه

اگه همه چی تمومه یابه آخررسیده اینبارتوبگوتامنم تمومش کنم

ممن تنها شدم چون عشقم پاک بود

.....تنهام.........


 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 10:47  توسط 1دوست  | 

من تو باز هم من تو

خيلي سال ميگذره

هنوز كه هنوزه بعد از سالها شمارتو يادمه

شمارتو چشم بسته ميگيرم هنوزم ميخندم ميخندم هنوزم دليل سكوتم توي نفس كشيدن بهت ميگفتم مشكله بدون تو اما هنوز كه هنوزه نفس ميكشم سر بكش اين ليوان را چند قطره اشك با مشروب ريختم توش عجب معجوني شده مثل معجوني كه تو اونشب دادي بهم يادته با اون لبهاي سرخت هنوز مزش زير زبونمه راستي بعد از اين همه سال به آرزوت رسيدي اون پسره غرورش را شكست به خاطر تو. توي كه مدام بهش ميگفتي بعد از اون نميري سراغ كسي يا بازهم شكستي دلت  تنگش براي بي تفاوت بودنش اون ديوونتر از تو بود شبهاي پنجشنبه ميرم سر خاكش چند قطره اشك با مشروب وقتي سر خاكش ميرسم ميخورم نمياي ميخوام برم سر خاكش

نمياي امشب خيليها ميان مشروبم آوردم بخور شايد دردات كمتر بشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 12:46  توسط 1دوست  | 

من تو باز هم من تو باز هم

خواب را به زور گرفت از چشمام

داشتم تو خواب ميديدم يه همزبون يه نفر كه با دل من يكي بود يه نفر كه ميشد بهش اعتماد كرد

يه رفيق يه نفر مثل خودم ولي اين خورشيد بلا گرفت خواب را از چشمام به زور

پسره تنها

رفت كنار پنجره  به خورشيد خانوم گفت

 آخه تو چته من حق خوابم ندارم نميتوني ببيني خندمو حالا هي بتاب بتاب خورشيد خانوم دلش شكست

 

پسره تنها رو لبش يه آه سرد خواست ببنده چشاشو كه يدفعه ديد اي خدا يه نفر مثل خودش روبرشو داره ميخنده پسره تنها رفت با تمام سرعتش كه به اون برسه دختر تنها هم انگا درد بي كسي داشت

چون اونم هينجوري سر به سوي او گذاشت اين يكي از اين طرف اون يكي هم از اون طرف

يدفعه يه جسم سخت خون واشك پسره تنها رو زمين افتاد بي جون گيج شده بود رو لباش يه قطره خون

با خودش حرف ميزد

اين چي خدا يه جسم سخت مثل سنگ اي خدا لعنت به بختم اون توي يه پنجره

ديگه است داره گريه ميكنه اشك ميريزه پسره تنها چشاشو بستو رفت

  دختر تتها با يه دسش داشت اينه را پاك ميكرد و با دست ديگش داشت پسررا خاك ميكرد

تنهايي سخته 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 15:47  توسط 1دوست  | 

برای کسی که باورم نکرداما من تاابددرباورش گمم

تقویم بی بهاروقتی نباشی وقتی صدات نباشه وقتی آپات نباشه اینجا هم تموم میشه

بگین بباره بارون دلم هواشوکرده بگین تموم شدم من بگین که برنگرده

بهش بگین شکستم بهش بگین بریدم نه اون به من رسیدونه من به اون رسیدم

برهنه زیربارون خراب ودرب و داغون ازآدما فراری از عاشقا گریزون

بذارکسی نبینه غرور گریه هامو بذارکسی نفهمه غم تو خنده هامو

زجرجدایی

گفتی" برو "گفتم چرا؟گفتی" پریشونی بسه یکی دلتنگمه خیلی برام دلواپسه"

گفتی"برم"گفتم برواما نگفتم تاابد بارفتنت توی چشام اشک جدایی حلقه زد

تنهام خیالت پیشمه زخم دل درویشمه هرجا بسوزم خاطرت خاک سرآتیشمه

بی شعله میسوزم ولی ای عشق خاموشم مکن بامن بمون بامن بمون هرگزفراموشم نکن

من قلب چاقوخورده ام هم زنده ام هم مرده ام بابودنت گل کرده ام بارفتنت پژمرده ام

بامن بمون بامن بمون هرگزفراموشم مکن

باورم كن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 18:46  توسط 1دوست  | 

مناجات

آنگاه که غرور کسی را له میکنی

آنگاه که کاخ ارزوهای کسی را ویران می کنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می انگاری

می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز

می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟؟

آخه چرامن؟خدایالااقل بگوگناهم چیه؟

چرااینقدرسختی؟به نظرخودت این همه امتحان دیگه زیادنیست؟

هرجادرست میشه یه جای دیگه می لنگه.

به خداوندی خدا دیوونه شدم.هرچی احساس داشتمو اینواون له کردن

خدایاتاامروزشاهدبودی که هرکی هرکاری کردبخشیدموسپردمش به خودت

امااین یکیو نمی تونم.نمی دونم این پستو میخونه یانه اما بدونه که بدکردهم باخودش هم بامن.

امامن هميشه همون ديوونه ي كوچولوميمونم حالا هركاري ميخوايدبكنيد.

تنهاچيزي كه من تودنياخواستم صداقت بودكه هيچ كس نشونم ندادحالاهم كه ميخوام

صداقت خودموبه يكي نشون بدم شماهانذاريد.دل شكستن آسونه اماجواب خداروچي ميديد؟


یاامام زمان سوالی ساده دارم ازحضورت:من آیازنده ام وقت ظهورت؟اگرتوآمدی من رفته بودم

اسیرماه وسال وهفته بودم  دعایم کن دوباره جان بگیرم  بیایم درحضورتوبمیرم

عاقبت یک روزمغرب محومشرق میشود                              عاقبت غربی ترین دل نیزعاشق میشود

شرط میبندم هنگامی که زوداست ونه دیر                            مهربانی حاکم کل مناطق میشود

                                                   اللهم عجل لولیک الفرج

يامهدي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 17:36  توسط 1دوست  | 

تولدت مبارک


قشنگ ترين صداي زندگي تپش قلب توست                         

                                       با شکوه ترين روز دنيا روز تولد توست

                                                                پس براي من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir                        

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/27ساعت 18:34  توسط 1دوست  | 

واژه ی سکوت

ميگن چرااينقدرتحت فشارش گذاشتي؟
سكوت ميكنم
ميگن چرامي ذاري هركاري دلش ميخوادبكنه؟
سكوت ميكنم
ميگن چراوقتي ازپيشت ميره ناراحت ميشي؟
سكوت ميكنم
ميگن چرااگه بهت توجه نكنه ازش دلخورميشي؟
سكوت ميكنم
ميگن چراوقتي ميره بايكي ديگه اشك ميريزي؟
سكوت ميكنم
ميگن چراتموم لحظاتتو درحسرت بااون بودن خراب ميكني؟
سكوت ميكنم
ميگن چراهمش به يادخاطرات گذشته بااون غصه مي خوري؟
سكوت ميكنم
ميگن چراهمه ي كاراشوزيرنظرداري؟
سكوت ميكنم
ميگن چراازهمه بريدي وچسبيدي به كسي كه واست ازيه نفرنمي گذره؟
سكوت ميكنم
ميگن چراحاضرنيستي به اون بگي كه هميشه دلتوشكسته؟
سكوت ميكنم
ميگن چراواسش هركاري ميكني درحالي كه ميدوني دوستت نداره؟
سكوت ميكنم
ميگن چرادربرابرتوهين ومسخره كردنش سكوت ميكني؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
ومن باتمام وجودفــــرياد ميزنم:چون
دوستش دارم

سكوت

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/24ساعت 10:39  توسط 1دوست  | 

دلتنگتم

دلم برات تنگ شده اینو میتونی بفهمی اخه منو چه به دوری تو

r

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 12:44  توسط 1دوست  | 

خستم .خيلي خستم

انتظار ... واژه غریبی است ... واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفتم ... که چه سخت است انتظار ... هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من! ... خواهم ماند تنها در انتظار تو ... شاید که روزی بخوانند بر تو، عشق مرا... می دانم روزی خواهی آمد می دانم ... گریان نمی مانم، خندانم ... برای ورودت ای عشق ... وقتی به یادت می افتم، به یاد خنده هات ... حرفاتو را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار ... وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ... و اشک شوق به گونه هاییم روانه می شوند ... تنها می گوییم، همیشه در قلب منی ... می دانم که باز خواهی گشت ... می دانم !!! به یادت لحظات خوش انتظار و تنهایی ... به یادت خواهم ماند همیشه در انتظار. 

کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود ... دو تا چشمات پر از اندوه ... واسه دل شکستگیم بود ... آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه ... تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه ... قول می دم با داشتن تو ... هیچ غمی نداشته باشم ... همه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه میشه ... عشق تو ... بودن با تو ... دو نیاز زندگیشه ... پرم از ترانه تو ... گرچه واژه ها حقیرن ... خوبه وقتی نیستی پیشم ... اونا دستمو میگیرن ... راز منو هیچ کس غیر مهتاب نمیدونه ... تنها شاهد واسه غصه، گریه و تنهاییم اونه ... زندگیم رنگ خدا بود ... اگه تنها تو رو داشتم ... اگه میشد واسه گریه ... رو شونت سر می گذاشتم


دلم گرفته.نمیدونم کجام کیم اصلا واسه چیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه کی میخوادجوابمو بده.دیگه طاقت ندارم.اشکم درنمیاد.

بغض داره خفم میکنه.دیوونه شدم.خدا چرا نمی بریم؟آخه چراعذابم .

دلم بارون میخواد.دلم میخواد بمیرم همین.آخه چیزه زیادیه؟خدایاراحتم کن.

تکرار.تکرار.تکرار.همش تکرارگذشته؟؟؟؟؟؟

خدایا لبریز سوالم اما هیچکی سوالامو نمیفهمه..

دیگه هیچ چیزو هیچ کس واسم مهم نیست.

فقط میمیرم......


تصمیم آخروگرفته بودم

کلی باخدادرددل کردم وعفوخواستم .

خیلی راحت بود اما دلم میخواست لحظه ی آخرحرفاموبه دوستم بگم

همینجورکه باهاش حرف میزدم اون داد میزدو گریه میکرد من میخندیدم.

همینجوری گریه میکردو واسم ازروزای خوب وبددوستیمون میگفت

بازم اون گریه میکردومن میخندیدم.قسمت نبود اما ..

جاش خیلی میسوزه دوروزه کشتتم.ازسه شنبه تا حالا مردم.

کاش هیچ وقت دوستی وجودنداشت که بعدا بهش بگی ناجی.

اما کی خوشیهای من میادکه بخوام اسم ناجی روروش بذارم.

خیلی شکستم بدفرم..

..تنها راه آرامش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/16ساعت 11:0  توسط 1دوست  | 

برای تو

هفته هاي تلخ من بوي تنهايي ميدن
نميدونم كه يهو چرا اينجوري ميشن؟
بي توهفته هاي من پر غصه وغمن
پرغصه وغمن بي تو هفته هاي من
هفته ها ميگذره اما گل من نيومده

دارم از غصه مي پوسم
 چقدر اين روزا بده

پرم از تنهايي پرم ازغصه وغم
بي خيال اصلا تونمي فهمي چي ميگم
مرگه هرلحظه برام.قامتم آب شده
دل پرطاقت من ديگه بي تاب شده
بغض تنهايي من بي تو داره واميشه
انگاري كه روحم ازتن توجداميشه
وقتي نيستي دنيامثله زندونه برام
بي توچيزي جزغم كه نمي مونه برام
خونه زندونه برام.ناجي آزادي
اين همه زندونوتوبه قلبم دادي



ميدانم اگرقرارنبودتوازسفربيايي واگرقرارنبودبه سفربروي جادهاي دورودرازوپرپيچ وخم
آفريده نميشدواگرقرارنبود يك روزدرانتهاي همين كوچه توراببينم آفرينش انسان شكل نمي گرفت
اين همه نسيمي كه در چهارسوي دنيا مي وزند وفـــــــرشتگاني كه درفضاي سكوت قدم ميزنند
دنبال كلمه اي مي گردند تاعشق خودرابه تو ثابت كنند


من كه سالهاست بركوهي ازكلمات نشسته ام وزمين را باخيال خودم رنگ مي زنم وبراي مــــــردم
پنجره هاي تازه ومهتاب مي آورم هنوز نمي دانم باچه زباني به تو بگويم كه
                                        

                                                                                                                 دوستت دارم


تاتوهستي گل سرخ بانازمي رويدتادرياموج مي زند تاخورشيدگرم و مهرآميزبه ما نگاه ميكند تا دلها عاشق ميشوندوبه تپشي مي افتند تا كويرها تشنه اند وتاشعله ها سركش اند من هم چنان توراخواهم سرود....

قسم به لحظه اي پاك كه ثانيه هاي زندگي را براي ديدنت خواهم شمرد.

درشرق چشمانت طوفاني از غم ميبينم وتنهاي تنها درباورسردزمانه خيره به افق درانتظارلبخندي شيرين آهنگ غمگين نگاهت رازمزمه خواهم كرد....

 

 دوست دارم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/02ساعت 22:18  توسط 1دوست  | 

دلتنگيام يادت نره

امشب ...

دلم هواي آغوشت را كرده اونم از نوع شديد

آخه يكي نيست به تو بگه 

منو چه به دوريه تو؟ 

چه دعایی کنمت بهتر از این/خنده هایت ازته دل گریه هایت ازسرشوق

جاده هاي دوري

كي ميشه اين فاصله ها كم بشه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 20:5  توسط 1دوست  | 

تو

توآسموني که رنگ شب ستاره ميميره دل من عاشق از دوري ميترسه بهونه ميگيره
  توبري بهونه ميگيره واسه رفتنت ديره

صداي من بانبودن توترانه کم داره خونه ميشه زخمي ازبغض دلتنگي 
که زيرآواره توبري که زيرآواره غصه ميباره

تومثل بارون اومدي عاشق وآشنا اومدي  خنده شدگريه هام توروميخواسته
 دل از خدا.
اگه نباشي ميرسه غربت از راه دور
نميره سايه از شهر نور ميشکنه عاقبت اين غرور.

توباشي پاييزچشماي من بهارو ميبينه
به دل بيخاطرم عطر زيباي گذشته ميشينه
توروتوگذشته ميبينه تويي عشق ديرينه

صداي من بانبودن توترانه کم داره خونه ميشه زخمي ازبغض دلتنگي 
که زيرآواره توبري که زيرآواره غصه ميباره

تومثل بارون اومدي عاشق وآشنا اومدي  خنده شدگريه هام توروميخواسته
دل از خدا.

واسه رفتنت دیره

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت 10:42  توسط 1دوست  | 

........

دوستان آهنگ وبلاگ رو  عوض کردم امیدوارم خوشتون بیاد.


دنیامی...

توکه دنیامی تو که غمهامی .دستاتو ازم نگیر میمیرم .بده دستاتو به دستم .میدونی عاشقت هستم میدونی بدون اون گرمی دستات میمیرم. آره میمیرم تونباشی پیش من .آره می پوسم تونشی هم بغض من.
..با یه دنیا پر عشق اومدی تو زندگیم. توشدی امید من تو یه دنیای غریب.. دستای عاشق تو خط کشیده رو خستگیم .چشمای خسته ی من جزتو هیچ کسی ندید.


بارون...

وقتی قطره های بارون پا میذاشتن روی ایوون حرفامون باهم قشنگ بود زیر بارون زیربارون.

حالاباریزش بارون من به یادتو میخونم

...روز میعادمن و تو کی می آد میخوام بدونم...

بارونه آسمون باز گریونه. این دنیا واسه من زندونه .یادتو توخاطرم میمونه .چشمای خسته ی من به یاد تو گریونه.
...تو بدون وقتی بیایی تورو چشمام میذارم. شب تو اوج آسمونا ماهو تو چشمات میذارم. حالا بارون حالابارون جای من تو گریه سر کن. تو کویر خشک قلبم تو بیا کمی نظر کن...


تنهانیستی...

تنها نیستی غصه نخور من اینجام .توی تنهایی صدام بزن تا من بیام. حس نکن تنهایی وقتی پیش تو نیستم .من عاشقتم به یاد تو میزیستم. توی حنجرتم اسم منو فریاد کن. توی لحظه هاتم عشقو با من آغازکن .من پیش توام تو آینه منو ببین. من عاشقتم منو لمس کن پیشم بشین. یه روزی برمیگردم میام سراغ چشمات.
دست تورومیگیرم نگو که خیلی تنهام. من توی لحظه هاتم تو شادی و غماتم .مثل تموم حسات مثل سایه باهاتم .

...درسته دوریم ما ازهم ولی پیش همیم دوره دستامون ولی ما باز مال همیم میدونم میرسیم یه روزی ما به هم لمس خوشبختیو می چشیم ما باهم...

میدونم میرسیم یه روزی به هم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 1:23  توسط 1دوست  | 

هیچکی نمیتونه بفهمه

هیچکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته . هیچکی نمیتونه بفهمه که صدام از چی گرفته.

هیچکی نمی مونه تابامن توی راهم همسفرشه . آخه می ترسه که بامن بادل من دربه درشه.

هیچکی نمی دونه که چشمام چراهمیشه خیس خیس.چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمینویسه.

هیچکی نمی دونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته.هیچکی نمیدونه سرراه اون تاحالاچنددفعه نشسته.

آخه تو کلبه ی سوت وکوروتاریک قلبم خورشیدکه جا نمیشه.میدونم تالحظه ی مرگم بگردم دنبالش پیدانمیشه.

هیچکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته . هیچکی نمیتونه بفهمه که صدام از چی گرفته.

هیچکی نمی مونه تابامن توی راهم همسفرشه . آخه می ترسه که بامن بادل من دربه درشه.

هیچکی نمی دونه که چشمام چراهمیشه خیس خیس.چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمینویسه.

هیچکی نمی دونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته.هیچکی نمیدونه سرراه اون تاحالاچنددفعه نشسته.

آخه تو کلبه ی سوت وکوروتاریک قلبم خورشیدکه جا نمیشه.میدونم تالحظه ی مرگم بگردم دنبالش پیدانمیشه.

هیچکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت 21:33  توسط 1دوست  | 

سرنوشتم اینه

  خدایا با من بمون نذار از دست برم.میخوام فریادبزنم من از ته دلم.چراسرنوشت من شده بازیچه ی غم...رنگ زندگیم شده مثل تاریکی شب.بغض داره دلم بذارخدابباره بارون.

ابر نفرت دل منم بگیره آروم.خندت نقاش بودومن نقاشی.قلب منو کشید توش رنگ نفرتو پاشید.سهممچشمای تو بودن تودنیای من.هرچی داشتموتوبودی تورویای من.

روبخارپنجره به یادت اسمتومی نوشتم بیدارتابشه صبح.من ببینمت بگیرم دستای تورو.من بمیرمونبینم اشکای تورو.این باورمن بودوقتی نبودی بی شک تو.

دل به غریبه دادی وقتی نبودی پیشم تو.حالا می گی میخوای بری خوب به درک.قلب شیشه ای منم خوب خرده ترک.ساده ترازکلبه ی باز قلبم نبود.

که نقاشیش کنی بذاریش کنار نیمه تموم.دیگه بسه برو دیگه نمیخوام ببینم تورو.رو دو تاپام وایسادم تاببینم غم تورو.عشقم برو دیگه نمی خوام چشماتو.مردی دیگه برام نمیخوام صداتو.

نمیخوام دیگه دلت باشه تو سینه.این داغ عشقه نه بغض وکینه.بشکن خدا دل سردی که حس نداره.اون مست هوس بذارخون بباره.ازتاریکی من که خبر نداره.دل من عاشق این واسش سخت و خوار.

خیال نکن راهی واسه برگشت هست.فرصت بامن بودن واست از دست رفت.اگه بری بیای به من بگی توبه کردی.مرگ توبه ی تو.تو یه دوره گردی.که پا میذاره میره تویه شهر دل.

مگه میشه روزم بی تو شب بشه .این جملرو روزی تو صد بار به من می گفتیو.به من می گفتی که همراه منی توی شبهای سردکنارمیو واسم می شی گرمای تن.

ولی افسوس دل من پاک وساده بودش. پس کوش اون دستی که توی دست من بود.از من دورشو که کردی دلمو مجروحو قلبمو مجنون.

منم شدم مجبور بذارم یه داغ عشق روی قلبمو.وبگیره این بازی کثیف بگیره خاتمه.عشقم برو دیگه نمیخوام چشماتو.مردی دیگه برام نمی خوام صداتو....

 

                                                                           {رویت حلال ماه وایام رمضان مبارک باد}

                                                                                             التماس دعا

 

اداغ عشق
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 18:7  توسط 1دوست  | 

چراتنهام

نخواستم با غم بسازی نخواستم هیچی نگی

 نخواستم درددلتو دیگه با هیچکی نگی

آخه عشق اجباری نیست تو زندون من نمون

حالا که فکر رفتنی دیگه از موندن نخون

تا دیدم میخوای بری دلم راتو سد نکرد برو فردا مال تو

دیگه اینجا برنگردبدون من بعد من دلتو هر جا جانذار

غم با من بودنو تو منبعد یادت نیار

اگه شونت تکیه گاه پس چرامن تنها شدم

چرا هرلحظم همیشه منم تنهاباخودم

یه تصویرازعکس چشمات روی دیواردلم

چقدرقصم خنده داره چقدربیکاره دلم

یه تصویر از عکس چشمات روی دیوار دلم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/09ساعت 11:44  توسط 1دوست  | 

سلام دوباره

در این سرزمین بیکران در میان تنهایی ها با کوله باری ازغم رها شده ام چرا هیچکس نمی فهمند صدای خردشدن ذرات غرورم را.نجوای تلخ گریه هایم را و ندای مبهم قلبم را....

اشک

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/08ساعت 17:51  توسط 1دوست  | 

بارالهی

نمیدانم تنهاییم را با ستارگان قسمت کنم یا خورشید.زیرا هرکدام را فرا خوانم دیگری را رانده ام.

روز را بخرم شب را فروخته ام شب را بخرم...

آری هردو ستودنیند ومن هر دو را میخواهم .

پس من مرگ را میخرم تا سرما وسکوت قبر شبم را جایگزین باشدونور چشم سوز الهیات روزم را.

وتنها آرزویم هر لحظه مرگ است تا روزوشب در پی هم باشندواین عشق را نپاشانم.

«تا ابد در تنهاییم دفن میشوم»

قبر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/22ساعت 2:16  توسط 1دوست  | 

نفرین

غربت من هرچی که هست از باتوبودن بهتره/آخرخط زندگیم این نفسای آخره/وقتی دارم با هرنفس ازاین زمونه سیر میشم/وقتی بایه زخم زبون از این واون دلگیر میشم/این آخرراه دیگه باید که تنها بمیرم/تنها تواوج بی کسی توغربت آروم بگیرم/بایدبرم باید برم باید که بی توبپرم/آخ که چه سنگین می زنه این نفسای آخرم.

سکوت من نشونه ی رضایتم نیست میدونی/گلایه هامو می تونی ازتوی چشمام بخونی/بگوآخه جرمم چیه که بایداینجوربسوزم/هیچی نگم دادنزنم لباموروهم بدوزم.

دربه درغزل فروش منم که گیتار میزنم/باهرنگاه به عکس توانگار خودمو دار میزنم/نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت/به اون نگاه که عشقتو تورنوشت من نوشت/نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق منو تو/به ساده بودن منو به اون نگاه سیاه تو

اشک طبیعت

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/19ساعت 14:24  توسط 1دوست  | 

تفاوتها

آری آغاز دوست داشتن است                       گرچه پایان راه ناپیداست

ومن دگر به پایان نیندیشم                           که همین دوست داشتن زیباست

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

هیچ میگویی که اوزیر باران تنهاست            یاد داری گفتی باتو باران زیباست

چشمش از قصه به من خیره ماندو حیران          گفت زیرباران بی توأم سرگردان

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

منم آن شعله ی آتش که ازهرشمع بخیزم           تمام هستی خودرافقط پای تومیریزم

درون قلب من فرمانروایی کن               که از موی توبرخیزد همه عطردل آنگیزم

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد         نوبت خاموشی من سهل وآسان میرسد

من که میدانم که تاسرگرم بزم ومستی ام           مرگ ویرانگر چه بیرحم وشتابان میرسد

                                         پس چرا عاشق نباشم؟

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

راه عاشق بودن تا دوست داشتن تفاوت بسیار دارد.

عشق اسیر می کند ولی دوستی خیلی زود از بین میرود.

پس حالا که عاشق هم نیستیم بیا تا ۲دوست باشیم:

زیرا هنگامی که عشق به نقطه پایان خود نزدیک میشود زمان دوستیها آغاز میشود.

 

محبت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 9:5  توسط 1دوست  | 

زندگی

زندگی سخاوتمند است آنگاه که با همه ی وجود درک می کنم تو ـ نیمه ی دیگرم ـ از اوج خدا به برهوت دلم فرود می آیی با تمامی ایمانت احساست وعشقت ذوبم میکنی.

زندگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 16:15  توسط 1دوست  | 

غربت من

ای کاش میدانستی چگونه در این دیار ظلمت درانتظارت آوای عشق سر می دهم تا شاید هنگامی که از نزدیکی های غربت من عبور می کنی نجوایم را شنوا باشی. بهترینم بهترینها تقدیم تو باد.............

 

 

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 15:51  توسط 1دوست  | 

حسرت

سلام

سلام معمای بی جواب خاطرات تکرار نشدنی/ سلام قطرات باران های بی کسی/ سلام ساحل دوردست انتظار /سلام سال های سرد و رنگ و رخ باخته/سلام آرزوهای فنا شده در غروب تنهایی/سلام......

واژه ی مهربانی

چه زیباست از آبی دریا گفتن و در سکوت شبهای مهتابی دل به آسمان سپردن و چه رفیق همیشه مهربانی ست واژه هایی که دلم را روی سپیدی های دفتر نقاشی می کند..... 

کاش

کاش تو این نوشته را می خواندی/کاش می دانستی دلم در حسرت دوباره دیدنت در سینه می سوزد /کاش شمع آرزوهای مرا باد جدایی تو خاموش نمی کرد/کاش می دانستی جای تو برای همیشه کنار تنهایی من خالیست......

    حسرت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/09ساعت 15:15  توسط 1دوست  | 

انتظار

   آسمان وقف نگاهت گل من / مانده ام چشم به راهت گل من / هر کجا هستی و باشی گویم / که خدا پشت وپناهت گل من/

انتظار

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 17:41  توسط 1دوست  | 

به یاد تو

تو که در باور مهتابی عشقرنگ دریا داری فکر امروزت باش به کجا می نگری.زندگی ثا نیه ایست وسعت ثانیه ها را می فهمی می شود مثل نسیم بال در بال پرستو بوسه بر قلب شقایق بزنیم بدونت تنها نیست تو خدا را داری ومن آرامش چشمان تورا...

 

نمی گویم فراموشم مکن هرگز     

 ولی گاهی به یاد آور رفیقی را

که می دانی نخواهی رفت از یادش

فراموش مکن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 23:11  توسط 1دوست  |